منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکراندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.
اربعین امسال ما در خانه مان بودیم. یعنی هر سال اربعین صبحش ما در خانه مان هستیم ولی ظهر و شب ممکن است جاهای دیگری باشیم. امسال خوشبختانه در خانه مان خوابیده بودیم که همسر محترممان یک جیغ بلند کشید.
در عالم خواب نفهمیدیم که منظور از جیغ ایشان چیست به همین خاطر دوباره به خوابمان ادامه دادیم تا اینکه با جیغ های بعدی که زنگ می زنند و مهمون ها اومدند، به خاطر اوردیم که ایشان نصفه شب دیشب تصمیم به برگزاری زیارت عاشورا در صبح اربعین گرفته اند و سر کار خانم والده و همشیره گرامی به همراه جمعی دیگر از فامیل هم از نیت ایشان همان نصفه شبی آگاه شده و سپس تصمیم به عملی کردن آن گرفته اند.
این همه فعالیت ذهنی نزدیک بود کار دستمان بدهد و خواب از سرمان بپرد که حضرت همسر به کمکمان امد و گفت که تا زمان تمام شدن زیارت عاشورا در همین اتاق می خوابی و صدایت هم در نمی آید!
ما هم به خوابمان ادامه دادیم چرا که به قول شاعر:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت!
نه فقط بیدار شدن است نشان آدمیت!
ما همین طور به خوابمان ادامه می دادیم که حضرت همسر بعد از ساعتی چند که به خیال خواب آلوده ما مراسم تمام شده بود، به داخل اتاق آمدند و فرمودند که خاله جانمان که از راه دوری امده اند می خواهند ما را زیارت کنند. هر چه ما گفتیم که اگر زیارت کنند ما را با چشمان نیمه خواب، غش می کنند، اما خاله جان دست برنداشتند و ما هم بیدار شدیم و روبوسی کردیم و بعد گفتیم مگر مهمان ها نرفته اند که گفتند رفته اند و فقط اذناب و خویشان مانده اند و ما عزم بر ادب جزم کردیم و داخل هال شده و به همه سلام کردیم (همشیره محترممان بعد به ما گفت که شبیه هیولاهای تازه از خواب زمستانی بیدار شده، بودیم با آن قیافه مان!) و همه به ما سلام کردند و نمی دانیم چرا فوری رفتند!
بعد ما دیگر به خوابمان ادامه ندادیم و به سراغ رایانه مان آمدیم که دیشب با برادر خانم محترممان به آن گند زده بودیم و کارت گرافیک ۲۵۶ مگابایتی محبوبمان را فدای ویندوز ویستای کرک شده کرده بودیم که هر چه زور زدیم، کاری از پیش نبردیم!
بعد دوباره به خوابمان ادامه دادیم تا یکدفعه موبایلمان زنگ زد و دیدیم که ساعت ۱۲ است. پس فی الفور به چند نفر از دوستان زنگ زدیم که عکس و خبر چه شدید و دیدیم که جناب حسامی نژاد عکس ها را تهیه کرده اند و جناب جعفری خبرها را. پس احسنت گفتیم و دوباره خوابیدیم!
البته چندبار دیگر باز هم بیدار شدیم ولی بعد خوابیدیم. این بود انشای ما درباره اینکه روز اربعین را چطور گذراندید!
همین!